دست خودم را میگیرم و از خانه بیرون میزنیم.
در پارک،
به جز درخت ،
هیچکس نیست.
روی تمام نیمکتهای خالی مینشینیم تا پارک،
از تنهایی رنج نبرد!
دلم گرفته ،
یاد تنهایی اتاق خودمان
میافتم و از خودم خواهش میکنم،
... به خانه باز گردد...
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست
زکار ما چه درنگ است یا علی مددی
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
شهری نرفته باشی اما
با کسی آن جا
بی شمار
خاطره داشته باشی!؟
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
یک چیزهایی هست
که نمیشود بدیگری فهماند
نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند
هر کسی مطابق افکار خودش
دیگری را قضاوت میکند
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
نه به خاطر اینکه اونا بدن
به خاطر اینکه که احساس میکنی اضافی هستی
اون بهت نمیگه اضافی هستی
ولی وجودت باعث میشه اون
اونطوری که راحت هست نباشه
باید رفت...
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی
شبيه يك خط مانده به پايان
شبيه آخرين روز اسفند
شبيه روز قبل عيد است
گيج و دستپاچه
اين آشفتگي
زيباترش مي كند!
دختر مو بلند هفته
آبشار موهايش را كه باز مي كند
حواس هفته پرت مي شود
بس كه زيباست
بس كه پريشان است!
برچسب:
نویسنده: پرهام توکلی